ازدواج آسمونی ماازدواج آسمونی ما، تا این لحظه: 15 سال و 9 روز سن داره

" یک زندگی به سبک بندگی "

عذر خواهی مامانی

سلام مامان ببخش منو که انقد دیر اومدم و وبلاگتو دیر آپدیت می کنم ، اگه بخوام دلیلاشو بیارم اوووووو کلی میشه ! گذشته از اون که شاید توجیه بشه واست به ترتیب تا جایی که یادمه از خاطرات این ٣ ماه می گم... دوستت دارم عزیزم. ...
26 ارديبهشت 1392

فیلمون یاد هندوستان کرده : )

سلام و ظهر بخیر مامانی راستش امروز تو ماشین ، تو راه دانشگاه به خونه همش یادت بودم. ترم پیش درس جنین شناسی پاس میکردم. از اول تا آخر کلاس توی روند تشکیل و خلقت جنین مبهوت بودم. نمیدونی مامانی ... چه عظمتی و چه سیستم فوق العاده پیچیده ای داره شما رو میسازه... نه مادر اون تو رو میبینه و نه هیشکس. فقط خدا حافظ تمام نی نی هاست... وگرنه این همه ویروس و باکتری و پاتوژنای مختلف و کی کنترل میکنه ؟! خدایا تو چه عظمتی داری... به بزرگی همون عظمتت همه ی مامانا رو با نی نی سالم شاد کن خدایا... منو بابایی خیلی دوستت داریم عزیزم... ...
12 اسفند 1391

تفاوت تربیت

سلام عزیز دل دیروز تو مترو... یه دختر ٧-٨ ساله کنار مامانش نشسته بود ، ایسگا که ایستاد شلوغ شد. یه خانم پیرو خمیده نشست کنار دختره و جاش یه مقداری تنگ شد. مامان دختره چنان برخوردی با زن خمیده کرد که . . . اشک تو چشام جمع شد. خط عوض کردم... جالب بود، اینبار یه مامانه بود با دوتا پسرش که حدودای ٩-١٠ سال سن داشتن. یه زن پیری تا وارد مترو شد یکی از پسرا بلند شدو جاشو داد به خانمه. پیش خودم گفتم چقدر تربیتا متفاوتن ، یکی این میشه و یکی اون. عزیز دلم ، من و بابایی تمام سعی مونو میکنیم که با تربیت اسلامی بزرگتون کنیم. یه زندگی شاد و بی گناه... یه زندگی که دعای امام زمان (عج) پشتش باشه... شمایی که هنوز وجودتون شکل نگرفته و پیش خدایید...
12 اسفند 1391

پایان نامه ی باباش

سلام مامان دیشب باباجونت (باباش! ) دفاع از پایان نامه ی دکتراشون داشنن نمره شونم شد ١٩. الحمد الله راضی بودن. مامان جوت خوشال تر از باباجون بودن !! جات خالی عزیز مادر ، بعدشم شام بردنمون بیرون. ایشالا روزی بابایی و البنه مامانی دوستتون داریم... خیلی خیلی ... ...
2 اسفند 1391